هانا  ارشا کوشا هانا ارشا کوشا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 2 روز سن داره

خاطرات تلخ وشیرین سه فرشته

شما وما در بلند ترین شب سال

شب یلدا وآمدن بلندترین شب سال نوید با هم بودن را برای ما اریایی ها دیکته کرده و می کنه وبه ما گوشزد می کنه که زندگی اونقدر کوتاه که یک دقیقه بیشترش باعث به وجود امدن چنین جشنی می شه وروز وشبهای پاییز نرم نرمک جاشون به زمستون سرد می دهند ولی خونه ما هرگز رنگ سردی به خود نگرفت چون در دل زمستان شما همواره بهاری کردید تمام روزها وشبهامون.. وامسال قدرت درکتون از دو سال قبل بیشتر بود وشب طولانی  یلدامن وهمراه خود کرد به اولین  یلدایی شما ...که تازه از بیمارستان امده بودید وما در گیر ازمایشها وغربالگریهای روتین نوزادان بودیم وخسته وخوشحال بعد از تمام سختیها یادم که علر غم اینکه ادم پایبندی به رسم ورسوم هستم هیچ کار نکرده بودم وباز مامان وبابایی خو...
3 13

ماو شما وروزگار نا بسامان

  خدا می دونه در طول روز چند بار  نکن رو تکرار می کنم انگار فقط مصا دیق نه در حال شکل گیری نریز.....دست نزن .ندو .....همدیگر رو نزنید  مو نکشیدو  هزززاران نه دیگه با ما عجین شدند در تمام ساعات زندگی دیروز بابا نوئل  برای شما هدیه اورده بود وچراغهای درخت  راروشن کرده بود والبته که کلید نداشت واز شومینه امده بود مسواک واسمارتیز وپاستیل  ره اورد بابا نوئل برای شما سه فرشته بود وشما خیلی ذوق کرده بودید چون دیر وز در مرکزتجاری گلستان بابایی خیلی بزرگی دیده بودید وبه گمانتان واقعی بود وارشا سفارش پیاز وبستنی وهانا سفارش به به وکوشا سفارش پول داده بودید وخلاصه که کلی بالا وپایین پردید وشیطنت کردید ودرخت رو اخر سر انداختید وبعد یک صدا گفتید واا...
8 13

جشن تولد

عزیزانم درست با یک ماه تاخیر به خاطر محرم صفر جمعه ۱۳ دی تولدتون در خونه خودمون گرفتیم ساعت تولدتون از ۴ بود تا ۸ وخداروشکر که با کمک خاله شراره وفاطمه پرستارتون همه چیز عالی بر گزار شد وخانم جعفری هم برای کارهای نظافت وپذیرایی امده بود دوست داشتم همه چی را با دستهای خودم اماده کنم ولذت جشن گرفتن برای شما را با تمام وجود ببرم واز هفته قبلش هم داشتم تگ های را برای خوش امد گویی وروی غذاها ودسرها ومیز تنقلات ودر اخر هم برای میز یادگاری درست می کردم تابتوانم استفاده کنم دیدن شادی شما ودر کنار شما بودن لذت وصف نشدنی .... من خوشبختم به خاطر چشیدن همه اینها واز اینجا می خواهم اول از شما به خاطر وجودتان ودوم از تمام عزیزانی که قدم رنج...
16 13

هورا کلاسسسس

 سلام گلهای ما کلاس خلاقیت مادر وکودک ترم دومش در کافه خلاقیت ماهور که تغییر نام داده وشده مهر مینا دیروز اغاز شدد دیروز اتفاقی وقتی داخل می شدید خاله نیلا (مربی)کلاستون دید وآرشا چنان پرید بغلش که نگو نپرس گوش شیطون کر  خیلی خوب سر کلاس ماندید وکاردستی ونقاشی درست کردید البته کاردستی به کمک من وفاطمه ولی نقاشی خود خودتون به تنهایی وکلی هم بازی کردید وبعد کلاس هم با کیدز پارکش کلی عشق کردید اون محیط دوست دارید ومی شناسید همه هم دوستتون دارند ومواظبتون هستند خداییش ادم خیالش راحت چون خیلی تمیز وانقدر هم بزرگ ومملو از بچه نیست  که نگران باشه که از جلو چشمش بچه اش دور نشه  ومن هم نشسته بودم وشاهد بازی وشادیتون بودم دوستتون دارم وشاد بمانید ...
23 13

من وشما ویکروز تعطیل

دیروز جمعه بود وطبق معمول خونه ما من اخرین نفر از خواب پاشدم یکرب به شش صبح وبابای ومن مشغول کارهای شما وسرگرم کردنتون بودیم تا ساعت ۸ وواقعیتش دیگه از پسمون برنمی امد از بس که شیطون پر از انرژی وزندگی هستید وما بی تحرک ودر مقابل شما وپیر ..پس شورای دو نفره به سرعت برق وباد تشکیل وقرار بر این شد چون هوا هم نسبتا خوبه بریم باغ وحش وحدودا ساعت ۹ من شروع به اماده کردن بساط کوله پشتی شدم و بعدتا شما را با بابایی اماده کنیم وهفت خوان رد کنیم ساعت از نه گذشته بود وشما هم که اسم بیرون شنیدید ذوق کردید حول وحوش ساعت ۱۱ اونجا بودیم وحیواناتی که ما می خواستیم همه بودن به غیر از فیل وهمگی حیوانات سر حال بودن ..مثلا خرس در قفسش خیلی جلو اومده بود وشما ...
28 13

من وشما ویکروز تعطیل

دیروز جمعه بود وطبق معمول خونه ما من اخرین نفر از خواب پاشدم یکرب به شش صبح وبابای ومن مشغول کارهای شما وسرگرم کردنتون بودیم تا ساعت ۸ وواقعیتش دیگه از پسمون برنمی امد از بس که شیطون پر از انرژی وزندگی هستید وما بی تحرک ودر مقابل شما وپیر ..پس شورای دو نفره به سرعت برق وباد تشکیل وقرار بر این شد چون هوا هم نسبتا خوبه بریم باغ وحش وحدودا ساعت ۹ من شروع به اماده کردن بساط کوله پشتی شدم و بعدتا شما را با بابایی اماده کنیم وهفت خوان رد کنیم ساعت از نه گذشته بود وشما هم که اسم بیرون شنیدید ذوق کردید حول وحوش ساعت ۱۱ اونجا بودیم وحیواناتی که ما می خواستیم همه بودن به غیر از فیل وهمگی حیوانات سر حال بودن ..مثلا خرس در قفسش خیلی جلو اومده بود وشما ...
28 13

بای بای یار همیشگی ما

سلام خیلی تلاش کرده بودم تا بهترین راه جدایی وترک یار روز وشبتون پیدا کنم وبالاخره پیدا کردم وشما توانستید باکمترین اذیت دست بکشید وگفتید بای بای پستونک امشب دقیقا پنچ شب که بدون پستونک می خوابید  خدا رو شکر که تمام شد وباور نمی کردم که به خوبی کنار بیایید ولی بهتر از اونی که فکر می کردم بودید وخدا بخواهد می خواهم بعد از این شیشه شیر از شما دور کنم راستی من هم به تقلید از همه وبلاکیها سر پستونک قیچی کردم وکار ساز شد ولی هانا همیشه پستونک بر خلاف جهت می گذاشت وبه خاطر این من مجبور شدم خیلی قیچی کنم باور کنید که من راحت شدم چون در واقع من هر گز دوست نداشتم که شما را پستونکی کنم ولی چاره نداشتم زمانی که نوزاد بودید فک ضعیفی داشتید وما با...
8 13

بهمن نامه

سلام این روزها حال واحوالمون خوبه وشما دارید کلمات بیشتری می گید ....بیشتردعوا می کنید.... بیشتر لج می کنید ......بیشتر نق می زنیدو ان روی سکه بیشتر می فهمید وبیشتر بیشتر وابسته هم شدید وبیشتر با هم بازی میکنید وبیشتر از هم دفاع می کنید وکلا از ادامک وقور باغه وفرشته وخرس گرفته تا بقیه جانداران یکیش هاناست یکیش کوشا یکیش ارشا که  البته من وبابایی هم بی نصیب نیستیم همیشه حضور داریم دو روز هفته را می روید کلاس وحتما یک روزشم بعلت سردی هوا در مراکز خریدید و سرتون گرمه یکی دو روز هم مهمان داریم وهفته را اینطوری سر می کنیم هانا جانم تو عاشق نقاشی شدی واز سر کا غذ نقاشیت به زور بلند می شی وبیش از حد زور گو شدی مثلا یکشنبه داشتم اماده ات می ک...
15 13

واخرین برگ از البوم

مطلب بصورت موقت و بدون نمایش در وبلاگ ثبت شده است خدارا شاکرم به خاطر وجود شما سه نفر ازش ممنونم به واسطه زندگی ارومم واز ش سپاسگذارم  که هرگز دستش از دستمون بیرون نکشید ومارا به حال خود رها نکرد وهمیشه بود وبودنش را بارها به نمایش گذاشت دوستش داریم و پناهی جز او نداریم
20 13

دل ابری

نینی ها سلام وببخشید بابت عصبانیت   در دنیایی ما ادم بزرگها روزهای پیش میاید که وقتی چشم باز می کنی اصلا قشنگ نیست وکلی غر ونق داری که هدیه گرفتی از سحر گاهان به خودت می گی پاشو مگه چی شده جوابی نمی گیری ؟حتی یه فنجون نسکافه هم حالت خوب نمی کنه حتی اصرارهای بابایی برای داشتن یک روز دونفره هم کار ساز نمی شه حوصله کارتون وگریه وخنده های بچه هاراهم نداری با دنیا قهری وتلخ دلت تنهایی خودت می خواهد دلت کتاب وجدول حل کردن می خواهد ولی همین که دست می گیری میزاری زمین وبعد فکر می کنی بری بیرون کی حوصله لباس پوشیدن داره؟خلاصه خالی خالی انگار روح نداری وفقط جسمت مثل امروز من خالی خالی  وقلبم خالی از هر احساسی ومن در تمنای بازگشت به زندگی ام ...
23 13